گالری عکس

استان اردبیل

سایت جامع گردشگری استان اردبیل | ArdabilLi
نویسنده ardabil

موقعیت جغرافیایی

استان اردبیل درشمال غربی فلات ایران بین مختصات جغرافیایی ۳۷٫۴۵ تا ۳۹٫۴۲ عرض شمالی و ۴۸٫۵۵ تا ۴۷٫۳ طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. از شمال با جمهوری آذربایجان همسایه بوده ونزدیک به ۵/۲۸۲ کیلومتر مرز مشترک آبی وخاکی با این کشور دارد. از قسمت شرقی با استان گیلان از جنوب با استان زنجان و از غرب با استان آذربایجان شرقی هم جوار است. استان اردبیل از نواحی سردسیر کوهستانی محسوب می شود و به طورکلی از نظر ویژگیهای حرارتی سرد بودن ویژگی مشترک تمامی گونه های اقلیمی استان است. حتی قسمت شمالی استان که به جهت پست بودن منطقه دارای اقلیم معتدل است به طور متوسط ۵۰ روز در سال شاهد یخبندان می باشد میزان نزولات جوی در استان اردبیل به طور متوسط بین ۲۵۰ تا ۶۰۰ میلی متر در سال نوسان دارد. معروفترین و بزرگترین رشته کوههای استان سبلان و طالش است. سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱ متر در منتهی الیه شرقی رشته کوه قوشا داغ واقع شده و بلندترین نقطه استان به شمار می آید. این آتشفشان خاموش با مناظر بدیع و نعمات فراوان اطراف خود از زیباترین قلل جهان محسوب می شود. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان اردبیل با وسعتی معادل ۱۷۹۵۱٫۴ کیلومتر مربع به لحاظ وسعت حدود ۰۹/۱ درصد مساحت کل کشور رابه خود اختصاص داده است. این استان به مرکزیت شهر اردبیل ۹ شهرستان ، ۱۹ شهر ، ۲۱ بخش ، ۶۳ دهستان و ۲۲۱۸ آبادی می باشد.

 

تاثیر ادوار قبل از اسلام در اردبیل

باید اظهار تاسف نمود که از دوران قدیم اردبیل ، به خصوص از وضع قبل اسلام آن ماخذ کامل وکافی موجود نیست موسی خورن یکی از نویسندگان قدیم ارمنی است و نوشته های او نزد تاریخ نویسان اعتباردارد او فهرستی از استانهای ایران در عهد ساسانیان باقی گذاشته ، طبق این فهرست ایران درآن دوره به چهار ایالت بزرگ تقسیم می شد ون ظر به اهمیت و اعتبار هریک از آنها به استانداران آنها تخت نقره از طرف پادشاه اعطا می گردید قسمت سوم این استانها ، در فهرست مذکور باختر ذکر شده و شامل آذربایجان و ارّان و ارمنستان و ولایات جنوبی و غربی دریای خزر بوده است. آذربایجان به قول خورن ، دو پایتخت یا دوکرسی داشت ، یکی اردبیل و دیگری گنزک یاشیز قرون اسلامی ،که امروزه به نام تخت سلیمان خوانده می شود. در تشکیلات دوران انوشیروان ، آذربایجان مرکز شمال بود و شمال را در آن عهد کوستی آپاختا یعنی به سوی شمال می نامیدند و حاکم نشین آن آرتاوید یا اردبیل بوده است طبق صریح نوشته او ، اردبیل کرسی شمالی آذربایجان بوده است ، بدین اعتبار می توان گفت که مقر استاندار زرین تخت عهد ساسانیان ، این شهر بوده و از عظمت و موقعیت سیاسی و اداری خاصی بهره مند می گشته است. از جمله مطالبی که در باب اردبیل قابل تامل و رسیدگی است مسئله ظهور زردشت و ارتباط آن با این شهر می باشد. مورخین اتفاق نظر دارند که از زمان مادها ، دشت مغان و اطراف آن یعنی حوالی اردبیل ، متعلق به پیشوایان درجه اول مذهبی و محل استقرار آنها بود و تعلیمات عالیه دینی وتربیت مبلغین مذهبی درآنجا صورت می گرفت. چون بزعم بعضی از تاریخ نویسان زردشت نیز از روحانیون عهد خود به شمار می آمد. به خاطر چنین می گذرد که اگر در جای دیگری نیز متولد بوده طعبا در این منطقه تعلیم یافته و افکار دینی یا الهامات غیبی خود را در آنجا به دست آورده است و با این تربیب دعوتهای اولیه او نیز در این حوالی صورت گرفته و حدود اردبیل و دامنه های سبلان نخستین محل انتشار آن کیش باستانی بوده است وجه تسمیه مغان به عقیده جمعی از محققین به آن جهت است که سالی یک بار پیشوایان آئین زردشت درآنجا گرد می آمدند و درباره مسائل دینی سمینارهائی ترتیب می دادند چون سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امکنه هر مذهب تشکیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زردشتی در این سامان می تواند دلیل آن باشد که اردبیل و سبلان از نقاط بسیار مقدس دین باستانی ایران به شمار می آمده و احیاناً محل بعثت و دعوت اولیه پیشوای آن بوده است.

تاثیر ادوار بعد از اسلام در اردبیل

اردبیل دردوره اعراب

بزرگترین واقعه تاریخی اردبیل ، بعد از شکست ایرانیان در جنگ با اعراب ، حمله مسلمین به آذربایجان است به طوریکه تاریخ نویسان آورده اند. در این دوره اردبیل مرکز آذربایجان و مقر مرزبان این ایالت بود و از میانه تا باجروان در کنار رود ارس و شهر شیز نزدیک مراغه جزو این ایالت محسوب می شد. از این زمان صفحه دیگری در وقایع اردبیل باز شد و آن سکونت اعراب در این شهر بود. اینان به نام اسلام بدین نواحی هجوم آوردند و چون جنگها پایان یافت به فکر نشیمن و مالکیت افتادند و به قول واقد اردبیلی ،که بلادزی نقل می کند ، اعراب شام وکوفه و بصره پس از سقوط آذربایجان ،کسان و خویشاوندان خود را نیز بدانجا آوردند و در اردبیل و دیگر نواحی سکونت دادند. حمله اعراب به ایران از دو نظر قابل بررسی است یکی از جهت دین و اثرات آن و دیگری ازحیث سیاست و حکومت پس از پایان جنگها وآغاز دوره مدنیت اسلامی ، مردم آنرا با جان و دل پذیرفتند و به نسبت درجه فهم و شعور و تمدن پیشین خود ، در عمل به اصول آن اقدام کردند.

 

اردبیل در دوره سالاریان

بعد از دوره اعراب دوره سالاریان آغاز می گردد با ظهور سالاریان ، اردبیل بار دیگر در مرکز تحولات جدید قرار گرفت و عزت و ذلتهای متناوبی برآن روی آورد. ازجمله اتفاقات در این دوره می توان به هجوم و قتل و غارت گرجیها در اردبیل را ذکر کرد حمله گرجیان از حوادث ناگوار این عهد می باشد. گرجیان در این دوران ،که مدت آن درکتابها متجاوز از یک قرن نوشته شده ، بلای بزرگی برای مسلمانان آذربایجان به ویژه اردبیل بودند و از قتل و آزار آنان خودداری ننمودند. شهرها و دیه ها را ویران کردند مردم بیگناه بسیاری راکشتند حتی در اردبیل به انتقام سوخته شدگان نخجوان جمعی در در آتش انداخته سوزانیدند.گرجیان خرابی بسیار در این شهر کردند حتی درب مسجد جمعه اردبیل را ،که بسیار زیبا وگرانبها بود و صنعت زیادی در ساختن آن بکار رفته بود ، از جاکندند و بر گردونه گذاشته و به تفلیس بردند هم چنین در دوره سالاریان حمله مغول به اردبیل نیز خرابیهایی را به وجود آورد. چنگیز در سال ۶۱۶ هجری به ایران حمله کرد و چون سلطان محمد خوارزمشاه شکست خورد و فراری شد ولایات ایران یکی پس از دیگری در مقابل این سیل خروشان تاب مقاومت نیاورده و سقوط نمودند. بین سالهای ۶۱۷ و ۶۱۸ هجری لشگریان مغول به آذربایجان رسیدند و آنجا را مورد تاخت و تاز قرار دادند و بتدریج بسمت اردبیل سرازیر گشتند اردبیل در این زمان برج و باروی محکمی داشت از اینرو تسلط چنگیز خان به این شهر به آسانی صورت نگرفت ولی بار سوم که مدافعان ضعیفتر گردیده و مهاجمین نیز با نیروی زیادی حمله ور شده بودند شهر بدست آنها افتاد و با خاک یکسان گردید و از سکنه بیشمار آن جز آنهائی که قبلا فرار کرده بودند کسی زنده نماند.

اردبیل در دوره صفویه

شیخ صفی در عهد تسلط مغول بر آذربایجان ، یعنی در سال ۶۵۰ هجری در کلخوران ،که قریه ای است در سه کیلومتری شمال غربی اردبیل ، دیده به جهان گشود حیات او با دوران زندگی دانشمندان بزرگی نظیر مولانا جلال الدین رومی صاحب کتاب مثنوی ، شیخ سعدی شاعر نامدار پارسی ، امیر عبدالله شیرازی ، شیخ نجیب الدین بزغوش ، علا الدوله سمنانی ، شیخ محمود شبستری ، و شیخ محمد کچه چی که از عرفا و بزرگان آن عهد بودند معاصر بود شیخ صفی الدین بعد از مرگ استادش شیخ زاهد گیلانی اردبیل را محل اقامت خود قرار داد و با عزت و احترام در این شهر زندگی نمود و بنا به نوشته ریاض العارفین “زیاده از صد هزار کس تربیت نمود” در آخر عمر خود به سفر حج رفت و در آنجا وثیقه ای به قلم آورد و فرزند خود صدرالدین موسی را بعد از خود صاحب خرقه و سجاده ساخت و اول محرم سال ۷۳۵ هجری به اردبیل بازگشت ولی حیات او بعد از مراجعت طولی نکشید و ظهر روز دوشنبه ۱۲ محرم بداعی حق لبیک گفت شیخ صدرالدین موسی بعد از پدر صاحب خرقه شد اوکه ۵۹ سال بر مسند ارشاد نشست مردی عالم و مفسر بود و طبع شعر داشت. او بود که درهای مسجد جمعه اردبیل را از گرجیان پس گرفت در مراتب کمالات معنوی او می نویسند که از اوان کودکی قدرت معنوی بسیار داشت و صاحب کشف وکرامت بود بنای اصلی بقعه شیخ صفی الدین از آثار اوست که خود ایشان نیز در کنار قبر پدرش شیخ صفی الدین مدفون گردید بعد از صدرالدین فرزندش خواجه علی معروف به سیاه پوش صاحب سجاده گردید و ارشاد مریدان به او محول شد خواجه علی مردی دانشمند و با فضیلتی بود و واقعه ملاقات امیر تیمور گورکان را در اردبیل با او می توان به تعبیری ، سنگ اول بنای سلطنت صفویان دانست زیرا در این ملاقات بود که شیخ وسیله آزادی سران هفت طایفه بزرگ گردید طوایفی که بعدها به نام قزلباش در ایران صاحب قدرت گشتند و در تاسیس سلسله صفویه مؤثر شدند. بعد از خواجه علی فرزندش ابراهیم معروف به شیخ شاه جانشین وی شد اوکه در سفر حج همراه پدر بود در بیت المقدس به تجهیز جنازه پدر مباشرت کرد و چون به اردبیل بازگشت به ارشاد مریدان پرداخت و ۲۱ سال بدین کار توفیق یافت و در سال۸۵۱ هجری ، هنگام ارتحال بسرای باقی ، سجاده ارشاد را به فرزندش شیخ جنید واگذاشت بعد از او فرزندش شیخ حیدر فرزند او به جای پدر بر مسند ارشاد نشست و به تقویت صوری و معنوی مریدان پرداخت پس از قتل شیخ حیدر سه فرزند صغیر او به امر یعقوب دستگیر و به فارس تبعیدشدند و درقلعه استخر محبوس گشتند اسماعیل کوچکترین فرزند شیخ حیدر بود و روز سه شنبه ۲۵ رجب ۸۹۲ هجری ، یک سال قبل از قتل پدر تولد یافته بود اوتا شش سالگی در قلعه استخر بود و درآنجا از ملاطفتهائی که منصور بیگ پرناک فرومانروای قلعه نسبت به این سه کودک می نمود بی بهره نبود زیرا او از طرفداران حضرت علی و از ارادتمندان شیخ صفی الدین بود و از این رو مخفیانه از سه محبوس صغیر حمایت می کرد اقامت اسماعیل در گیلان و لاهیجان قریب شش سال و نیم طول کشید و در این مدت قرآن و علوم مختلف را به وسیله استاتید بزرگی مثل مولانا شمس الدین لاهیجی و نجم گیلانی آموخت و در ۱۳ سالگی کم کم به فکر قیام و رهبری مریدان افتاد اسماعیل به سال ۹۰۵ هجری با هفت تن از مریدان و صوفیان به راه افتاد او هرچه به اردبیل نزدیکتر می شد برعده مریدان و همراهانش افزوده می گشت چنانکه در طارم عده آنها به ۱۵۰۰ نفر رسید و چون عزم جنگ با فرخ یسار شروانشاه نمود هفت هزار تن از طوایف قزلباش بدو پیوستند اسماعیل پس از ورود به اردبیل مصلحت آن دید که جهاد پدر و جدش را در قفقاز تکمیل نماید و لذا با سپاهی مرکب از مریدان خود به شیروان لشگر کشید و با شجاعت و از جان گذشتگی خود و یارانش بر دشمنان فائق آمد و با تصرف خزائن و دفائن شروانشاه عازم تبریز گردید و آنجا را از الوند میرزا بایندر گرفت و پایتخت خود گردانید. اوتشیع را مذهب رسمی ایران کرد و پس از تاجگذاری دستور داد که به نام اوسکه زر زدند و در آن خود را بنده شاه ولایت خواند شاه اسماعیل در سال ۹۳۰ هجری در نزدیکها ی سراب بیمار گردید و در آن منطقه بدرود زندگی گفت. جنازه اش را به اردبیل منتقل کردند و در کنار قبر شیخ صفی الدین به خاک سپردند و بزرگترین پسر وی طهماسب میرزا بود که بعد از پدر در یازده سالگی در تبریز به سلطنت نشست و در سال ۹۶۲ هجری قزوین را به پایتختی برگزید. اسماعیل دوم جانشین شاه طهماسب دو سال سلطنت کرد و بعداز او سلطان محمد معروف بخدا بنده به پادشاهی رسید و۱۲ سال در این مقام حکومت نمود پایه سلطنت این پادشاه بر دوش فرزند بزرگش حمزه میرزا بود ولی او در سال ۹۹۴ هجری هنگامی که درصدد مراجعت از گنجه به قزوین بود به وسیله توطئه خائنانه جمعی از بزرگان قزلباش به قتل رسید فرزند دیگر سلطان محمد که عباس میرزا نام داشت و در خراسان حکومت می کرد به دستیاری دوتن از بزرگان قزلباش بر پدر قیام کرد و سلطنت را به نام شاه عباس اول به دست گرفت او در سال ۹۹۶ هجری به سلطنت نشست و۴۲ سال پادشاهی کرد این پادشاه که از سلاطین مقتدر ایران است اعتقاد خاصی به جد خود داشت و هنگام زیارت از قبر جدش از نیم فرسخی چکمه و پا پوش از پا در می آورد.

اردبیل درعهد نادر شاه افشار

مهمترین واقعه ای که در اواخر سلطنت صفویان درباره اردبیل قابل ذکر است سازش روسها و عثمانیها برای تقسیم شمال و مغرب ایران و از جمله این شهر تاریخی می باشد که با ظهور نادر آن نقشه به هم خورد و دست روس و عثمانی از این سرزمین کوتاه گردید. اما نادر درسال ۱۱۴۳ با یک صد هزار سپاه به قصد راندن عثمانیها به آذربایجان آمد و در ۲۷ محرم آنسال تبریز و چندی بعد اردبیل را از ترکها پس گرفت آزادی اردبیل مدت زیادی طول نکشید زیرا در شرق ایران گرفتاریهائی پیش آمد ونادر ناگزیر بدانجا رفت و فرصت جدیدی برای تجاوز عثمانیها پیدا شد این بار شاه طهماسب خود با آنها جنگید ولی شکست خورد و عهدنامه ننگینی با آنها امضا کرد ، لیکن نادر آنرا پذیرفت و با عزل شاه طهماسب پسر کوچک او را به سلطنت برداشت وخود نایب السلطنه شد و با عثمانیها جنگهای سختی کرد وی که در محرم ۱۱۴۶ به قصد این محاربه از اصفهان حرکت کرده بود از همدان و سنندج و شاهین دژ و مراغه و تبریز گذشته به اردبیل رسید و قسمتی از سپاهیان خود را در این شهر گذاشت و خود از رود ارس گذشته و به داغستان حمله برد و پس از پیروزی چشمگیری که به دست آورد عهدنامه ای با عثمانیها در تفلیس منعقد ساخت که به موجب آن قفقاز وآذربایجان به ایران مسترد گردید در مراجعت از این سفر بود که نادر به همه ولایات نامه نوشت و سران و بزرگان لشکری وکشوری را به دشت مغان فراخواند و چون همه گرد آمدند خطاب به آنها چنین گفت تاکنون من آنچه لازمه کوشش وجانفشانی بود به جای آوردم و دشمنان ایران مانند افغان و روس و عثمانی را از ایران بیرون کردم به خراسان بازگشته آسایش نمایم همه گفتند هیچ کس برازنده تر از تو برای تخت ایران نیست او یک ماه فرصت دادکه کسی را برای سلطنت تعیین نمایند ولی سرانجام دو ساعت و بیست دقیقه بعداز ظهر روز پنج شنبه ۲۴ شوال ۱۱۴۸ هجری خودش به نام نادر شاه بر تخت مرصعی نشست و سپاهیان و حاضرین با فریادهای شورانگیز او را شاد باش گفتند سرداران و بزرگان ایران متفقاً او را به سلطنت قبول نموده و در شهر اردبیل تشریفات تاجگذاری به عمل آمد.

 

نقاشی و خطاطی

اردبیلیان بر مبنای معتقدات مذهبی از نقاشی استقبال زیادی نمی کردند بویژه اگر این هنر در مورد موجودات زنده می بود زیرا به آنها گفته شده بود که اگر شکل جانداری را بکشند در روز قیامت باید به او جان دهند این بود که این هنر در این ولایت امکان رشد و پیشرفت نداشت و آنهایی هم که سرانجام ذوق خود را بر این خرافه برتری می دادند هنر خود را در امور مذهبی بکارمی بردند و فی المثل به نقاشی صحنه های خیالی از واقعه کربلا در عاشورای سال ۶۱ هجری می پرداختند و تصاویری به نام شمایل می آفریدند و آنها را در مساجد و حسینیه ها قرار می دادند.

برخی از نقاشان دیگر هنر خود را در پاره ای از بناها مثل سقف گنبدی جامه کنهای حمام ها نشان می دادند و تابلوهایی از عشاق تاریخی مانند”لیلی و مجنون” ، “اصلی و کرم” و نظایر آنها رسم می نمودند یا مناظری از درخت و آب و مرغان زیبا نقاشی می کردند این کارها بیشتر “من عندی” و بدون تعلیم استاد و هنرآموز صورت می گرفت و ذوق نقاش او را به آفریدن چنان صحنه ها وامی داشت زیباترین نقاشیها برروی عصا و چپق و قلیان دیده می شد و هنرمندان ماهر تصاویر ظریف و زیبایی بر روی آنها نقش می کردند و در هشتاد سال پیش مرحوم “میرغفور فاضلی” به استادی در این کار معروف بوده است. برای نقاشی علاوه بر باورهای ناصواب وسایل لازم نیز موجود نبود و کسی در صدد ساختن بوم قلم و رنگهای مختلف برنمی آمد و لذا بطور کلی در اردبیل از حیث این هنر و بالمال مجسمه سازی چیزی دیده نمی شد فقط در ایام نوروز در قریه “داشکسن” یا “ججین” اسباب بازیهایی بنام “توتک” بصورت جانداران مختلف ساخته می شد و بعضی از آنها واقعا ارزش هنری زیادی داشت. برخلاف هنرهای مذکور خط ویسی در حد اعلای توجه بود و اساتید بزرگ و نامداری که غالبا مکتبدار بودند به تعلیم آن می پرداختند و چون برای ارضای ذوق هنری این راه بازتر از هنرهای دیگر بود از اینرو علاقه مندان زیادی نیز در این رشته پیدا می شدند. خطاطی اصول و قواعدی داشت معلم هر روز نمونه ای از طرز نوشتن را که به سرمشق معروف بود بشاگردان می داد و روز دیگر که به نوشته های آنها نگاه می کرد نکات ضعف مشقها را به آنان گوشزد می نمود. خط با دو قلم ریز و درشت نوشته می شد و هریک از آنها انواع و اشکالی داشت که ذکر آنها خارج از گفتار ماست هر چه خط نوشتن مورد توجه بود خط نگهداشتن و به عبارت بهتر جمع آوری و نگهداری نوشته های زیبا معمول نبود و این امر موجب گشته است که امروزه نوشته هایی از اساتید خط اردبیل ولو برای نمونه باقی نباشد.

مشاهیر و دانشمندان اردبیل

باید اظهار تاسف شود که از نام و شرح حال علمای قبل از اسلام اردبیل و نیز بیشتر دانشمندانی که درطول قرنهای متمادی بعد از ظهور اسلام از این منطقه برخاسته اند اطلاعی در دست نیست. ولی این بدان معنا نیست که در این خطه باستانی ،که قرنهای مرکز سیاسی و اداری و علمی آذربایجان بوده است ، عالم ودانشمندی نبوده ولی با توجه به اینکه مغان مرکز تربیت علماء و روحانیون دین قدیم ایران بود و زردشت نیز یکی از روحانیون به شمار می آید این مطلب ، یعنی مرکزیت دینی قدیم درجوار اردبیل ، می تواند موجد این فکر باشد که درآن ایام کسانی از سکنه این ولایت نیز در ملک روحانیون مذکور ، اعم از مخالف زردشت یا طرفدار آئین وی بوده باکسب دانش معمول روز ، به نشر واشاعه آن می پرداخته اند. اما گذشت روزگار چنانکه از دیگران ، نام ونشانی باقی نگذاشته ، یادی از دانشمندان اردبیل نیز درتاریخ نگذاشته است و در نتیجه بی توجهی های گذشتگان یا حوادث ایام ، نه تنها تاریخ اردبیل بلکه تاریخ بیشتر نقاط ایران را از این رهگذر با تاریکیهائی مواجه ساخته است.

ابوالفرج اردبیلی ابن بزار اردبیلی ابراهیم قلعه جوقی آیت الحق ملا ابراهیم
مولانا مقدس اردبیلی الهی اردبیلی شیخ ابوسعید اردبیلی حاج ابوالفضل فضلی
ثانی صفوی تزریقی اردبیلی تاج الدین اردبیلی بیضای اردبیلی
سید حسین اردبیلی شیخ حبیب اردیموسی جنونی اردبیلی جمال الدین یوسف
شرف الدین اردبیلی سامی اردبیلی خطایی حکیم الهی اردبیلی
خواجه علی سیاهپوش شیخ صفی الدین صدرالممالک اردبیلی حاج مجتهد اردبیلی
الیاس اردبیلی سید احمد مرتضوی محمد ننه کرانی صدرالدین موسی

 

 مساجد علوم دینی

 

 مدرسه ها و مدارس علوم دینی

 

مجموعه بازار اردبیل

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در میانه شهر و در طرفین خیابان امام خمینی واقع گردیده و به جهت قدمت و دارا بودن معماری سنتی از بازارهای تاریخی و جالب توجه ایران به شمار می آید و چون دیگر بازارها مشتمل بر راسته ها ، تیمچه ها ، سراها و مسجد و گرمابه است.

بازار اردبیل از سابقه طولانی و درخشانی برخوردارمی باشد. مقدسی و اصطخری (قرن چهارم ه.ق) ، بازار اردبیل را به شکل صلیبی توصیف می کنندکه در میانه آن مسجد قرار داشته است. بازار اردبیل در قرن ۷و۸ ه.ق نیز از رونق فراوانی برخوردار بوده اما رونق اصلی آن مربوط به دوره صفویه است. در این دوره به جهت اینکه اردبیل خاستگاه سلاطین صفوی ، مرکز دینی و همچنین جایگاه مقابر شیخ صفی الدین اردبیلی و دیگر گذشتگان سلاطین صفوی بود شهر و بازار آن از اهمیت و رونق خاصی برخوردار گردید.

مجموعه کنونی بازار معرف آثاری از دوره صفویه و قاجاریه است و شامل راسته اصلی بازار ، راسته پیر عبدالملک ، راسته قیصریه ، راسته کفاشان ، راسته غلامان ، بازار زرگران ، سراجان ، پنبه فروشان ، مسگران ، چاقوسازان ، آهنگران ، سرای خشکبار (حاجی میرزا) ، سرای گلشن ، سرای وکیل ، سرای نو یا زنجیرلو ، سرای حاج احمد ، سرای حاج شکر ، سرای مجیدیه ، سرای امام جمعه ، سرای دوگچی و تیمچه زنجیرلی است.

مجموعه بازار با طاق های جناغی و گنبدهای ساده پوشش یافته و عرض طاق نمای مغازه ها به طور متوسط ۳ متر و قطر پایه های طاق ها حدود ۸۰ سانتی متر است. روشنایی داخل بازار از طریق روزنه های تعبیه شده در پوشش های گنبدی تامین می شود.

سرای خشکبارها از دو بازارچه موازی هم که هر دو بر راسته بازار عمودند تشکیل شده و هر کدام دارای ۵ دهانه و ۵۱ مغازه است. سرای گلشن نیز مرکب از دو بازارچه و یک سرا است و در مقابل سرای زنجیرلی واقع شده وبه راسته بازار و راسته پیر عبدالملک مربوط می شود. بخش اصلی سرا فضایی مستطیل شکل به ابعاد ۸۰/۳×۹۴/۹ متر می باشد که پوشش آن متشکل از ۹ گنبد در میانه با چهار ستون مدور از سنگ خارا به ارتفاع ۷۵/۲ و قطر ۵۲% متر (یا ۵۲ سانتیمتر) و در اطراف بر جرزها نگهداری می شود. ستون ها دارای سرستون مکعب شکل بوده و طاق های زیرین گنبدها توسط تیرهای چوبی به یکدیگر اتصال یافته و مهار شده است.

از دیگر بخش های مهم بازار ، چهار سوق یا بازار بزرگ قیصریه است . این بخش بنایی است مدور با گنبد کروی بلند وساده . قطر بنا در پایین ۱۲ متر و ارتفاع تقریبی آن ۱۳ متر است . بخش زیرین بنا ، بدون در نظر گرفتن پایه مغازه ها و امتداد بازارچه ها عبارت است از ۱۲ پایه که با ۱۲ طاق جناغی زمینه را برای بر پایی گنبد فراهم ساخته است . در هشت طاق جناغی مغازه ودر ۴ تای دیگر راهرو بازارچه ها تعبیه شده است. بر سر بازارچه شمال شرقی ، سنگ نبشته ای به چشم می خورد.

که به علت فرسودگی امکان قرائت آن وجود ندارد این سنگ نوشته حاوی نام بانی و تاریخ بنا بوده است. تیمچه و سرا و بازارچه زنجیرلی از دیگر بخش های مهم بازار اردبیل است که به راسته بازار راه می یابد. سرای زنجیرلی بنای هشت ضلعی است (چهار ضلع اصلی و چهار ضلع فرعی) که ابعاد اضلاع اصلی آن ۲۰/۱۰ متر می باشد صورت ۸ ضلعی در بالا با گوشه سازی به دایره تبدیل شده و گنبدی کروی و ساده ای بر فراز آن جا گرفته است.

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در سالهای اخیر از طرف سازمان میراث فرهنگی تعمیر ومرمت شده و به شماره ۱۶۹۰ به ثبت تاریخی رسیده است.

 

کلیسای اردبیل

چون اردبیل برسرشاخه ای از راه معروف ابریشم قرار داشت مرکز مهم بازرگانی ایران با قفقاز و ماورای آن به شمار می رفت. به این جهت جماعتی از شرق و غرب ایران بدین شهر آمد و شد داشتند ارامنه از جمله این جماعت بودند که از قدیم الایام ، حتی قبل از تاسیس سلسله صفوی به این شهر آمده در آن متوطن گردیدند وکوچه و محله مخصوصی هم برای خود به وجود آوردند که امروز نیز به نام ارمنستان خوانده و نزدیک مجموعه بازار اردبیل قرار دارد. هزینه بنای کلیسای اردبیل را که به سال ۱۸۷۶ میلادی بنا شده است ، خانواده “گالوست میرزابان” از خانواده های ارمنی مقیم اردبیل متقبل شده و به اهتمام شاپور خاچاطور شهبازیان بنا شده است. تا سال ۱۹۴۴ میلادی این کلیسا فعال بوده وآخرین مراسم مذهبی و نماز جماعت رادر سال ۱۹۴۴ میلادی کشیش وارطان ژاما گورسیان انجام داده است. از آن تاریخ به بعد به علت مهاجرت آخرین خانواده ارمنی از اردبیل به تهران و تبریز انجام مراسم مذهبی در کلیسا تعطیل شده است. امروز که از عمر کلیسای مریم مقدس اردبیل متجاوز از یک قرن می گذرد ، متعلقات بنا ازجمله حمام و مدرسه به طور کامل از بین رفته فقط بنای کلیسای در حال استیصال به حیات غیر فعال خود ادامه می دهد. درحال حاضر حتی یک خانواده ارمنی در اردبیل مقیم نیست.

 گزیده ای از جغرافیای اردبیل

کوهستان عظیم وآتش فشان سبلان که به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از کوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشکیل شده است. دامنه های این کوهستان در بخش مرکزی از چهارسو به شهرستان های مشکین شهر و اهر در شمال ، تبریز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبیل در شرق مشرف می باشد. سبلان به شکل مخروط زیبائی است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت دریاچه ای در آمده است. اطراف این دریاچه در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. قله اصلی یا آتش فشان آن به نام “سلطان ساوالان” بلندترین نقطه آذربایجان و پس از دماوند بلندترین قله ایران است. کوهستان ساوالان از کانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. دامنه های شمالی آن به دره رود قره سو و اهرچایی و دامنه های جنوبی آن به شاخه ها ی آجی چای منتهی می گردد. بنابراین سبلان بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین می کند در دامنه های سبلان چشمه های فراوان آب گرم وآب سرد معدنی وجود دارد که در فصول مختلف مورد استفاده اهالی وگردشگران قرار می گیرد. در بالای قله سبلان حفره ای وجود دارد که دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت دریاچه ای در فصل گرم ظاهر می شود.

 قلعه مشکین شهر

این قلعه برفراز یکی از مرتفع ترین قلل منفرد از رشته کوههای غرب روستای گنچوبه و در فاصله ۳-۴کیلومتر آن و (۸۲ کیلو متری مشگین شهر ) بنا شده است سطح فوقانی صفه قله کد تاسیسات قلعه در آنها بنا شده نسبتا مسطح و در حدود یک هکتار وسعت دارد این قلعه در ۴ طرف دارای برید گیهای عمودی و پرتگاههای رفیعی است که نفوذ ناپذیر میباشد تنها در بخش کوچکی از ضلع غربی دارای بریدگیهای کم ارتفاع و با شیب های نسبتا ملایم می باشد که به دامنه ها راه پیدا می کند در بریدگیها کم ارتفاع پله های کم عرض کنده شده و در بعضی نقاط به آن افزوده اند در هر حال محل عبور و صعود به قلعه در حد و ظرفیت یک نفر بوده است با احداث باروها – برج ها – دوازه ها در مسیر های ورودی بر صلاحیت قلعه افزوده اند مصالح به کار رفته سنگ مالون ماسه ای و آذرین با ملات گچ می باشد طاق هشتی و بخشی کوچکی از تاسیسات روی قلعه آجر چهار گوش می باشد واحدهای تشکیل دهنده قلعه اعم از تاسیسات دفاعی – نگهبانی – زندان – مخازن – انبار و … هنوز مطالعه نشده است لازم است به موازات عملیات حفلظتی و ساماندهی پژوهش های باستان شناسی نیز انجام پذیرد

در ارتفاعات قلعه و در دامنه های آن هیچگونه چشمه ای مشاهده نشده است تنها منبع تامین آب مورد نیاز ساکنان قلعه حوضچه هایی است به طول و عرض تقریبی۵×۳ متر عمق ۲ الی ۴ متر که در مسیر آب باران روی صفه فو قانی کنده شده و در زمستان ها با آب برف و باران پر می شده است آب اضافه بر آن احتمالا بوسیله قاطر و حیوانات بارکش از روستای همجوار به قلعه حمل می شده است ارتفاع قلعه از سطح دریا ۱۱۷۹ متر و از بستر دره های اطراف ۳۰۰متر می باشد

تاریخچه :

ای قلعه از مهمترین و مستحکم ترین قلعه های دوره صفویه بوده است که شاهزادگان امیرانی چون سام میرزا _ القاص میرزا _ اسمعیل دوم _ خان احمد خان حاکم گیلان _ امیر خان _ حاکم ترکان و ۰۰۰ در آن زندانی بوده اند

در زمان جنگ های ایرانی و عثمانی خزاین شاهان صفوی در آن نگهداری و حفاظت می شده است اهمیت این قلعه از اواخر دوره صفویه بتدریج کمتر شده ودر دوره قاجاریه به یکباره متروکه شده است

احتمال دارد این قلعه نیز چون قلعه های بابک_ پیغام _ پشتو _ نودوز و ۰۰ در دوره های قدیمتر و حتی در قبل از اسلام نیز به لحاظ اهمیت سوق الجیشی مورد استفاده بوده باشد لازم است در جریان حفاظت و ساماندهی بررای نگهداری و مطالعه کلیه یافته های باستان شناسی مخصوصا سفال دقت کافی مبذول گردد

اهداف

۱- حفاظت و استحکام بخشی آثار و بقایای قلعه

۲- ساماندهی و حفظ مجموعه طبیعی آثار طبیعت و بناها

۳- ایمن سازی مسیرهای ورودی به قلعه و پرتگاهها

۴- تامین آب واحداث سرویس های بهداشتی و خدماتی در حد مورد نیاز

 

 سوگواری های مذهبی

شاخسه ی

یک ماه قبل از حلول ماه محرم به خصوص از فردای عید قربان با تشکیل دسته های شاه حسینی ، که در محل به شکل “شاخسه ی” عنوان می شد مراسم آغاز می گشت تقریبا یک ساعت از شب گذشته ، با دستور رئیس شاه حسینی ها صف بسته می شد در حالیکه حاضرین چوبدستی را مثل شمشیر در دست راست می گرفتند دست چپ را از پشت برکمر نفر سمت راست قرار می دادند و به این طریق صف فشرده و مرتبی به وجود می آوردند. صف مردان به صورت محیط دایره بزرگی درآمده ودر جواب اشعار و ابیاتی که رئیس دسته با آهنگ تحریک کننده ای می خواند همه کلمه شاه حسین را که به صورت شاخسه ی تلفظ می کردند اشعار سردسته که بیشتر جنبه حماسه داشت آمادگی گویندگان را برای فداکاری در راه حضرت حسین بن علی بیان می داشت وآهنگ هیجان انگیز وحرکت پای افراد نیز با آن موزون بود. اجرای این مراسم هم اکنون در اردبیل منسوخ شده است.

 

طشت گذاری در اردبیل

از مراسم دیگر عزاداری که خاص اردبیل است یکی هم طشت گذاری در مساجد وتکایا است. سه روز به آغاز محرم مانده طشت گذاری آغاز می شد و روز اول محلات بزرگتر اقدام به طشت گذاری می کردند و این سنت امروز نیز معمول است هر یک از محلات چند روز پیش دعوتنامه ای برای علما وبزرگان می فرستادند و از آنها برای طشت گذاری دعوت می کردند و چون این مراسم بعدازظهر صورت می گرفت از اینرو شرکت طبقات نیز میسر می شد. طشتها را از چند روز پیش از طشت گذاری تمیز می شستند و در جائی از مسجد آماده حمل به مسجد می کردند. حمل طشتها به این طریق بود که دسته سینه زنان و زنجیر زنان به محلی که طشتهای محله در آنجا بود می رفتند و ریش سفیدان وکسانی که حامل طشتها بودند آنها را بر دوش گرفته و جلوی دسته حرکت می کردند چون طشتها به مسجد می رسید آنگاه طشتها را در جای مخصوص خود، که غالبا طاقچه بزرگی با سقف ضربی بود می گذاشتند و بلافاصله آنها راپر از آب میکردند. قرائت فاتحه کنار طشت در بعضی از مساجد تشریفات و شان مخصوصی داشت در بین مساجد اردبیل فاتحه مسجد جامع به ویژه در شب عاشورا ، معروفیت زیادی داشت ودعای آن به وسیله خانواده سید احمد حسینی و پدران او خوانده می شد.

تشریفات حرکت یک دسته در خیابان

جلوتر از همه و در پیشاپیش دسته بیرق محله حمل می شد این بیرق نماینده آبرو و احترام محله و شعبات آن است. بعد ازآنها ریش سفیدان محله و بین این علمها ، طبل زنها وسینه زنها و زنجیر زنها قرار دارند هر یک از محلات و شعبات تابعه آن چنین دسته ای تشکیل داده و در آنروز معین پشت سر هم به سمت بازار حرکت می کنند. وقتی دسته جلوی مسجد محله دیگری می رسد بزرگان و ریش سفیدان آن محله در حالیکه بیرق محله را همراه دارند ، به استقبال می آیند طبل و شیپورزنان دراین لحظه از طرف دسته نسبت به محله ای که وارد می شوند ادای احترام می کنند و باآهنگ خاصی سلام می گویند. هر یک از دودسته زنجیرزنها و سینه چیها پس از ورود به میدان جلوی مسجد به ترتیب نوحه خوانی وعزاداری می کنند وپس از پایان آن از طرف محله ای که وارد آن شده اند با چای و شربت پذیرائی شده آنگاه با آهنگ طبل وشیپور به طرف محله دیگر حرکت می کنند.

تاسوعا ومراسم شمع گذاری

روز نهم محرم یعنی تاسوعا مراسم دیگری دارد در این روز اردبیلیان در۴۱ مسجد شمع روشن می کنند. این شمعها نذری است و معمولا اشخاص برای برآورده شدن حاجات خود چنین نذری می نمایند. وقتی افراد چنین دسته ای به مسجدی می رسند در کنار طشت آن در ظرفهای مخصوص شمع سوز ، شمع ها را روشن می کنند و از طشت می بوسند وحاجت خود را طلب می کنند وقتی که آفتاب غروب می کند در بیشتر مساجد مردم و دسته های شمع گذار در کنار طشت گرد می آیند و فاتحه می خوانند.

عاشورا در اردبیل

روز عاشورا اردبیل نمای حزن انگیزی دارد ترتیب داخلی دسته ها امروز نیز رعایت می گردد. ولی در گذشته اجزای دیگری هم بر آنها اضافه می شدکه امروز متروک یا ممنوع میباشد و آنها اسرا ، که دختربچه هائی بودندکه لباس سیاه برآنها میپ وشانیدند و بر شترهائیکه روی آنها فرشهائی می انداختند سوار می کردند وخاطره اسیران کربلا را زنده می نمودند و دیگری قمه زنها ، جوانان ومردانی بودند که برای برآورده شدن حاجات خود در این روز قمه زدن برسر خود را نذر می کردند وبالاخره شبیه گردانها نیز کسانی بودندکه درآن روز با پوشیدن لباسهای مخصوص صحنه هائی را به صورت جنگ عاشورا در میدانگاههای جلوی مساجد ترتیب می دادند بیشتر شبیه ها مربوط به سرگذشت خود امام حسین درمیدان کربلا بود پایان این صحنه ها ، قمه زنان خود را به وسط میدان می انداختند وبا قمه های تیزی که در دست داشتند بر سر خود مینواختند. ولی قمه زدن وشبیه درآوردن در سال ۱۳۱۰ خورشیدی از طرف دولت ممنوع گردید. مراسم عاشورا معمولاً حوالی ساعت یک بعد از ظهر پایان می یافت ولذا دسته ها به هم می خورد و هرکسی برای صرف ناهار می رفت شب یازدهم شب شام غریبان خوانده می شد اول شب مردم در مساجد جمع می گشتند ودر حالی که چراغها را خاموش میکردند عزاداری می نمودند. سخنگویان و نوحه خوانان غالبا درباره احوال حرم سرای حضرت حسین بن علی و عیالات و اطفال آن حضرت در چنین شبی مطالبی می گویند.

سبک معماری در اردبیل

معماری از قدیم در اردبیل معمول بوده و برخی از آثاریکه بندرت از دورانهای گذشته در این شهر باقی مانده حکایت از آن دارد که طراحان و سازندگان آنها اطلاعات وسیع و مهارت کافی در کار خود داشته اند. این آثار معمولاً به صورت اماکن مذهبی و حمام و کاروانسراست و برخی از خانه های اعیان و اشراف سابق نیز با سبک معماری قابل توجهی بنا گردیده است.

سبک این خانه ها بر پایه تقارن بود بدین معنی که علی الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگی به شکل مستطیل می ساختند و در پشت آن به درازای تالار آشپزخانه که آنرا مطبخ می گفتند بوجود می آوردند تالار محل پذیرایی بود و بزرگی آن با امکانات مالی و موقعیت اجتماعی صاحبخانه بستگی داشت. قسمتی از تالارها را در طول ضلع شمالی به سه دسته تقسیم می کردند قسمت وسط را که اندکی از سطح تالار بلندتر می شد “مخارجه” می گفتند و جزو تالار منظور می داشتند ولی طرفین آنرا به صورت دو اتاق کوچک درآورده درب ورودی زیبایی متناسب با زیبایی تالار بین آنها و تالار می گذاشتند و آنها را “صندوقخانه” و گاهی “قولچا” می گفتند. در طرفین شرقی و غربی تالار دو دهلیز بزرگ و وسیع منظور می داشتند و در کنار هر یک از آنها و روبروی تالار یک اتاق می ساختند در طبقه دوم چهاربالا خانه وجود داشت که دوتا از آنها روی دهلیز و اتاق شرقی و دوتای دیگر روی اتاق و دهلیز سمت غربی تالار بود و چون پوشش سقفها عموماً با تیرهای چوبی صورت میگرفت از اینرو از ساختن طبقات دیگر خودداری می گشت و برای حفظ زیبایی ظاهر معمولا سقف آنها بلندتر ساخته می شد. مصالح ساختمانی غالباً خشت و آجر و آهک بود ولی پی های خانه ها را همیشه با سنگ لاشه و آهک می گرفتند و نمای ساختمان را تا ازاره یعنی تا زیر پنجره ها با سنگهای حجاری شده و از آن به بالا با آجر می ساختند و جرز آجرها را با گچ بند می کشیدند. چون اردبیل همواره در معرض تهاجم بوده و غارتهای مکرری بخود دیده است از اینرو برای صیانت خانه ها دیوارهای بیرونی آنها بلند ساخته می شد و کوچه ها نیز تنگ و پیچ در پیچ منظور می گشت.

 

زبان و گویش های منطقه

تاریخچه زبان منطقه

قبل ازمهاجرت آریاها به فلات ایران ، مردمی در این سرزمین زندگی می کردندکه بومی محل بودند و به زبان مخصوصی سخن می گفتند. آمدن آریاها را بدین نواحی از بیست تا چهارده قرن قبل ازمیلا د می داند ولی تحقیقات دیگری که در این زمینه صورت گرفته است حکایت از آن دارد که پنجهزار سال پیش قوم “اورارتو” که محققان آنرا شاخهای از نژاد آریایی می دانند دراین ناحیه ، یعنی منطقه ای که درجنوب کوههای قفقاز از ارمنستان تا کردستان و خلخال و سراب (در شرق وجنوب اردبیل ) واقع است ، زندگی می کردند. زبانها ی باستانی با آن که دراصل و ریشه یکی بوده است به سه شکل پارسی قدیم ، اوستائی و پهلوی منقسم می دانند و بیشتر زبانهای کنونی ایران را شاخه های دگرگون گشته آنها می پندارند. زبان اوستائی از آن جهت که اوستا ، کتاب دینی زردشت ، بدان نوشته شده است بزبان اوستائی معروف گشته است. این پیامبر ایران باستان از آذربایجان و به احتمال قریب به یقین از مغان اردبیل و دامنه های کوه سبلان برخاسته وکه همان زبان مادها بود به این ترتیب میتوان گفت که زبان اوستائی قدیمترین زبان آریائی است که احیاناً اردبیلیان باستان بدان سخن گفته اند چون مادها شکست خوردند زبان پارسی ، بر اثر تسلط هخامنشیان ، در آذربایجان نفوذ یافت ولی ساکنان این منطقه باز زبان پیشین خود راحفظ کردند وحتی در عهد سلوکیها و اشکانیها وساسانیها نیز بزبان آذری ،که همان زبان مادی آمیخته با لغاتی از زبان بومیان پیشین بود سخن می گفتند.

 

زبان ترکی

زبان ترکی رهاورد ترکان است که با نفوذ تدریجی آنها در این منطقه کم کم رایج گشته است. طوایف ترک نژاد برای بدست آوردن مراتع و چراگاه بسمت ایران آمدند ولی با اقتداری که دولتهای اشکانی و ساسانی داشتند اجازه ورود به ایران نمی یافتند چون ساسانیان منقرض شدند و درنتیجه قبایل ترک بداخل ایران نفوذ کردند.

رواج زبان ترکی در آذربایجان قبل از سلطنت صفویان

بعضی ها چنین پنداشته اند که شاه اسماعیل صفوی این زبان را رواج داد وآنرا زبان مردم آذربایجان نمود در حالیکه در زمان او بیش از یکصد سال ازآزادی وتوطن قزلباشها در آن نواحی می گذشت و لذا وقتیکه شاه اسماعیل قیام کرد زبان ترکی بین مردم آذربایجان شایع بود و عامه نیز بدان سخن می گفتند.

رقص و آواز در اردبیل :

برخی از هنرها مثل رقص گویی اساسش با خمیره آدمی سرشته و جزو ودایع طبیعت در نوع انسان بویژه طبقه بانوان گذاشته شده است مطربی عنوانی برای رقاصهای مجامع عمومی بود و کار ناستوده ای به شمار می آمد و جز پسران جوان فاقد خانواده کسی از آن استقبال نمی کرد. در اردبیل نوازندگان زن را “سازاندا” می گفتند ولی دسته نوازندگان مرد را “عاشق مطرب” می نامیدند. موسیقی نیز که از هنرهای انسان به شمار می آید در عرف مردم اردبیل گناه شمرده می شد ولی کمتر کسی بود که آنرا دوست ندارد. این بود که علاقه مندان آنرا در خفا یاد می گرفتند و در برخی از خانه ها ارکسترهای خانوادگی تشکیل داده با ضرب و دف و “گارمان” بساط سرور و شادی برپا می داشتند ولی ساز زدن را درمجالس عمومی کار مطربان می دانستند. آلات موسیقی قدیم در اردبیل معمولا دف ، ضرب کمانچه ، تار ، نی لبک ، قره نی ، و در اواخر گارمان بود. ولی استادان بزرگ بدون استفاده از آنها و گاهی فقط با در دست گرفتن یک سینی و حرکت دادن انگشتان خود بر روی آن آواز می خواندند.

دین و فرهنگ

از روزیکه بشر به وجود آفریننده ای برای جهان توجه یافته همواره در این صدد بوده است که اولاً کما هوحقه بشناسد و به حقیقت کبریائیش پی ببرد. طبیعی است که رشد مغزی و فکری انسان ، در ادوار مختلف تاریخ ،کیفیت وتصورات او را درباره مبداء و موضوع و نحوه تفکرش را تغییر داده و علتی که در پنجاه قرن پیش برای ایجاد اشیاء و محیط زندگی به نظر لازم می آمده با خدائی که در ده قرن قبل به عنوان خالق جهان توجیه می شده فرق کلی یافته است.

دین اردبیلیان قبل از اسلام

ساکنان باستانی اردبیل که از طایفه ماد و بازماندگان بومیان اولیه بوده اند و به قول مورخان ، مذهب هورمزدپرستی داشته اند هنگامی که زردشت قیام کرد و دردشت مغان و اردبیل و دامنه های سبلان به تبلیغ احکام دین پرداخته جمعی از مردم بدان آئین گرویده اند. از نوشته مورخان چنین بر میآید که ما از آئین هورمزدپرستی اطلاعی نداریم ولی زردشت آن دین را از اباطیل و اوهام زدود و آئین زردشت همان دین اصلاح شده مردم باستان شد درآن صورت باید قبول کرد که دین مذکور مثل آئین زردشت مبتنی بر ثنویت بوده و درمقابل هورمزد که آفریننده نور و نیکی ها بوده است به وجود خبیثی نیز اعتقاد داشته اند که خالق بدیها وتاریکیها بوده است و زردشت پس از آنکه آن دین را از خرافات پاک ساخته این دو منشاء قدرت رابه نامهای “اهورامزدا ” و ” انگره مینیو” یا اهریمن معرفی کرده است.

دین اردبیلیان بعدازظهور اسلام

پس ازآنکه اردبیل به دست سپاه عرب گشاده شد دین اسلام جانشین آئین گذشته گشت به طوریکه اولین مسجد جامع اسلام این شهر درسال ۳۵ یا ۳۶ هجری به وسیله اشعب بن القیس الکندی ساخته شد و اعتقاد به وجود یگانه ، جانشین ثنویت کیش زردشتی گردید مردم دراندک زمانی به احکام قرآن و اصول دیانت جدید آشنائی یافتند و اهل عطا ، که وعاظ و مبلغین موظف اسلامی بودند ، آنان را به وظایف و تکالیف شرعی آگاه ساختند.

اردبیل ومذهب تشیع

در اردبیل نیز با آنکه مذهب شایع آئین شافعی بود باز کسانی به خاندان حضرت علی ارادت می ورزیدند و هروقت مقتضیات زمان برای ترویج آن کیش مساعد می گشت به تبلیغ تشیع می پرداختند. در اردبیل ، با نفوذ و قدرتی که فرزندان شیخ صفی الدین به دست آوردند ، شیعیگری رواج یافت و شیخ جنید و شیخ حیدر صفوی ، جد و پدرشاه اسماعیل اول ، در زمان خود به حمایت از آن مذهب برخاستند وخود شاه اسماعیل نیز ،پس از آنکه بر اریکه قدرت تکیه زد ، آن را مذهب رسمی ایرانیان گردانید از آن تاریخ مردم این شهر مذهب تشیع اختیارکردند وکنون نیز بدان مذهبند. به هر حال شیعیان اردبیل امام دوازدهم راحی وغائب می دانند و معتقدند پس از آنکه به امر خدا ظهورکرد دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد.

تغییرات فرهنگ را در این باب می توان به تغییرات تعلیم وتربییت و رشد فکری و علمی و معنوی اردبیل درطی زمان اختصاص داد.

تعلیم وتربیت از لحاظ تاریخ ، با پیدایش خود بشر تعلیم تربیت نیز آغاز گشته است با این تفاوت که با وجود وحدت هدف ، محتوای این دوکلمه در هر دوره ای با دوره های دیگر متفاوت بوده است. ما در همان سده های اولیه اسلام به نام دانشمندانی از اردبیل برمی خوریم که نه تنها درمحدوده آذربایجان نشر علم و دانش می نموده اند بلکه برخی از آنان ، مثل ابوجعفر بن محمد اردبیلی از حافظان بنام قرآن بوده اند آنچه درکتابهای تاریخ در باب مدارس قدیم این شهر به چشم می خورد حکایت ازآن دارد که اردبیل در دوره های بعد نیز از مراکز مهم تعلیم و تربیت و علوم قدیمه بوده و مخصوصاً در زمان شیخ صفی الدین وفرزندانش رونق زیادی داشته است. به هر تقدیر شیوه تعلیم وتعلم قرنها در اردبیل به صورت متد قدیمی بوده وخانقاهها ومساجد و مدارس علوم دینی و مکتبخانه ها به عنوان عمده ترین مراکز آموزشی به شمار می آیند. تغییر شرایط جهانی وگشوده شدن باب علم و دانش در غرب که حاصل رنسانس درکشورهای غربی بود شیوه آموزشی را تغییر بنیادی داده وآن را از هر جهت دگرگون کرد ایجاد مدارس جدید بابرنامه های آموزشی علوم ریاضی وتجربی وجغرافیا و جامعه شناسی و تشکیل دانشگاههای بزرگ و انجام تحقیقات و پژوهشهای وسیع علمی راه جدیدی را برای پویندگان دانش بشری گشود. با وجود اینکه تقریبا پنجاه سال پس از تاسیس دارالفنون درتهران اولین سنگ بنای مدرسه جدید در اردبیل به نام مدرسه نصریه توسط محمد ولیخان تنگابنی گذاشته شد ، اولین فعالیت آموزش عالی درشهرستان اردبیل از سال ۱۳۵۷ آغاز به کارکرد که از آن زمان تا کنون دانشگاه پیام نور واحد اردبیل و دانشگاه آزاد واحد اردبیل و دانشگاه محقق اردبیلی و علوم پزشکی در رشته های مختلف و هم چنین ایجاد دانشگاهها درشهرستانهای تابعه براعتلای علم ودانش دراردبیل گام برمی دارند.

 

حمامهای تاریخی اردبیل :

 

پلهای تاریخی اردبیل :

 

امامزاده ها و مقبره های معروف :

 

آئین نوروز باستانی در اردبیل :

تکم وتکمچی

ازسنن تاریخی مردم اردبیل به جای آوردن مراسم جشن نوروز باستانی است. تشریفات برگزاری این جشن ، نسبت به نقاط دیگر ایران ، تا حدی مفصل و وسیعتر بوده است. تکم شیطانکی بود که بشکل حیوان چهار دست و پا از تخته می ساختند و آنرا با پارچه های رنگارنگ و تکه های آینه بطرز زیبایی می آراستند و در زیر شکم بر انتهای چوب نازکی متصل می ساختند این چوب از سوراخی که در وسط صفحه تخته ای تعبیه شده بود می گذشت و به آسانی در آن سوراخ بالا وپائین می رفت.

 

تکمچی

یعنی صاحب تکم ، صفحه تخته را بطور افقی دریک دست نگه می داشت و با دست دیگر انتهای چوبی راکه تکم برآن نصب شده بود و در زیر تخته بالا وپائین می برد و بدین طریق مجسمه چوبی در روی تخته بحرکت در می آمد و دستها و پاها و زیر شکمش با برخورد برآن تخته صدائی بوجود می آوردکه چون ریتم و آهنگ مخصوصی داشت مثل صدای ضرب برای انسان خوش آیند بود. تکمچی با این حرکت دست و آهنگ آوازها وتصنیفهائی نیز می خواند و از راه چشم وگوش تماشاگران را محفوظ می ساخت و چون تکم مخصوص نوروز بود تصانیف و آوازها نیز همواره درباره بهار و عید سروده می شد تکمچی تقریبا از یک ماه به عید مانده پیدا می شدند و بدر خانه ها می آمدند و رسیدن بهار و نوروز را مژده می داد.

بایرام پایی

یکی ازمراسم زیبای اردبیل ، درایام نوروز ، فرستادن شام برای ارحام بود. بایرام پایی یعنی سهم و حصه عید ، می گفتند همواره از طرف کسان دختری که به خانه شوهر رفته بود ، فرستاده می‌شد. شام را در مجموعه های مسی بزرگی می چیدند مقدار آن ، باتوجه به افراد خانواده ای که به آنجا فرستاده می شد ، کم و زیاد می گردید. پلو را در روی دوری های چینی می کشیدند و هر غذاهای موردنظر را در ظرفهای جداگانه در مجموعه می گذاردند و روی آنها سرپوشهای مسین سفید شده تمیزی قرار می دادند بر روی مجموعه هم روپوش مخملی یا ترمه یا زری بسیار زیبایی ،که به شکل دایره و با ریشه های طلائی و سیمین جالبی دوخته شده بود می کشیدند حمال غذاها را در خانه ای که برده بود می گذاشت و مجموعه و روپوش و سرپوشها را با خود برمی گردانید.

مراسم نوروز

فاصله بین چهارشنبه سوری و نوروز یک نوع دوران فترت بود و معمولاً بانوان درخانه کارهای نظافت را تکمیل می کردند و مردان نیز مشغول خرید و فروش لوازم عید می گشتند تا بالاخره نوروز فرا می رسید در ساعت تحویل سال ، اگر چه نیمه شب هم بود ، همه افراد خانواده بیدار گشته سر سفره تحویل می نشستند. سفره تحویل یکی دو ساعت قبل از لحظه تحویل گسترده می شد و اولین چیزی که در آن قرار می دادند قرآن مجید بود در این سفره علاوه بر هفت سین ، شیرینی ، میوه ، آجیل و خشکبار هم می گذشتند و آینه ، سکه طلا یا نقره سماق و برنج وگندم از لوازم این سفره به شمار می آمد. قبل از ساعت تحویل همه وضو می گرفتند و در لحظاتی که سال در شرف تجدید بود سکوت مطلقی حکمفرما می شد و لحظه ای فرا می رسید که هر کس توجه خاصی به مبدا پیدا کند و سلامت وسعادت وکامیابی در سال جدید را از خدای بزرگ بخواهد چون سال تحویل می شد اولین کار با باز کردن و نگاه کردن قرآن مجید و بوسیدن آن آغاز می گشت و در این مراسم به طور کلی از حیث نوبت رعایت تقدم سن می گردید بعد از این تشریفات اولین فرد ممیز ،که سنش کوچکتر از همه بود گلابدان بدست گرفته به افراد خانواده گلاب می داد اگر این خانه متعلق به بزرگترین فرد آن خانواده بود به فاصله کمتری از تحویل سال ، اولاد واحفاد وکسان او ، که خانه و زندگی مستقلی داشتند برای زیارت او وعرض تبریک می آمدند و قبل از آنکه سفره تحویل برچیده شود ادای احترام می کردند و بدین ترتیب دید و بازدیدهای عید آغاز می گشت و بزرگتران ، پرداخت عیدی را به قدر امکانات مالی و موقعیت خانوادگی به کوچکتران به ویژه کودکان و مستخدمین خانواده ، عیدی می دادند.

چهارشنبه سوری

چهار شنبه آخر سال را چهار شنبه سوری می خوانند ولی سابقا در اردبیل آنرا “گل چهارشنبه” می گفتند زیرا همه خانه ها مثل گل تمیز گشته است چون ظهر روز سه شنبه آخر سال شمسی می گذشت درکوچه و بازار صدای بمب و ترقه آغاز می گشت رسمیت جشن امشب چنین بود که اندکی بعد از غروب خورشید ، بوته های گون و خار را در پشت بام یا حیاط خانه آتش می زدند وبعد از آن شروع به استفاده از وسایل دیگر آتشبازی می کردند بعد از صرف شام سفره چهارشنبه سوری گسترده می شد. در این سفره هر خانواده بر طبق رسم خود شیرینی ، خشکبار ، آجیل و با شمعهای رنگین منور و مزین می نمود. شب چهارشنبه سوری فالگیری نیز دیده می شود بدین معنی که دخترها در اوایل شب پشت در خانه های خود می ایستادند و از لای در سخنانی را که رهگذران می گفتند به عنوان فال تعبیر وتفسیر می کردند و اما پسرهای جوان کمربند های پارچه ای یا دستمال خود را از پنجره اطاق همسایه یا کسان خود ، بدرون اطاق می انداختند صاحبخانه ، بدون آنکه درصدد شناختن هویت آن برآید ، مقداری آجیل یا شیرینی بر دستمال یا گوشه کمربند می بست وبه طرف صاحب آن می انداخت.

درباره نویسنده

ardabil

ارسال نظر


چهار − = 3